باز آمد..

فردا قرار است به مدرسه برویم

وبه قول دوستان باز آمد بوی ماه مدرسه    بوی بدبختی های راه مدرسه...

امروز ساعت 11 تا 12 به حمام رفته ایم ...

حمام قبل از عروس شدن که نصیبمان نمیشود ..قبل از مدرسه را میرویم

همه ی این ها یک طرف شاکی شدن پدرمانم که میفرماید چرا تمام حمام را خیس

کرده ای یک طرف...(میشود به حمام رفت واز اب استفاده نکرد؟)

واقعا این غر زدن های پدرانه روز به روز مارا متفکر تر میکند

 

چرت نوشت.قبل از بر داشته شدن یارانه ها ازقبوض اب وبرق..پدرمان از این غر ها

نمیزد...

 

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
saman

سلام یه پست جدید گذاشتم... دوست داشتی بیا[گل]

محمد زاهدی فر

ایها الناس! فتو نیم بها به روز شد. http://big.persianblog.ir/ http://kashkoolnimbaha.blogfa.com/

محمد زاهدی فر

سلام یه داداش کوچیک دارم. کاش میشد بابای غرغروتون اونو به غلامی قبول میکرد. نمیدونم چرا دوست دارم یه زن داداش کوچولو مثه شما داشته باشم. اینا که گفتم شوخی بود. تو دلتون قند آب نشه.[خنده] من آدم شوخی ام. ناراحت نشی.

saman

میشــــه اسـم پاکتو / رو دل خـــــدا نوشت میشه با تو پر کشید / تــــوی راه سرنوشت میشـــه با عطـر تنت / تا خــــود خـدا رسید میشــه چشــم نازتو / رو تن گلهــــا کـشید روز دختر مبارک

مسلم

سلام دختر خانم! روزت مبارک مطلبی با عنوان "چشیدن خدا" بروزم

مسلم

یادم رفت بگم مطلب برا اطلاع خدا تون رو توی پیوندهای روزانه ام لینک کردم. خیلی قشنگ بود

راز

کار ما رو ببین باید چند وقت دیگه فقط با دو بطری اب معدنی حموم کنیم [نیشخند][گل]

پرنده

بازم عالی بود. آفرررررررررررررررررررررین[گل]