قلب های بچگی...

کلاس سوم دبستان دیگه مشق هامون را با خودکار مینوشتیم و من یادم هست

که چه زجر آور بود وقتی نمیتونستی پاک کنی

من نمیتونستم از غلط گیر استفاده کنم ،یعنی همیشه ی خدا کل دفترم  رو خراب

میکردم،به همین دلیل تا برام غلط گیر میخریدن یا مینداختمش دور یا خرابش میکردم

ولی معلم عزیز اگر دفتری یا مشقی خط خوردگی داشت جریمه میکرد

و این شد که من تما خط خوردگی ها رو از اون به بعد کردم قلب

قلب های کوچیک وبزرگ وسط دفتر مشق ،برگه ی ریاضی,امتحان املا

خلاصه یک بار به خاطر این کار هنرمندانم تشویقم کردن

اما هیچ کس نفهمید این قلب ها رو از سر ناچاری کشیدم

و حالا که دیگه قلب نمیکشم هر جایی،دلم میخواد بدونم همه ی قلب هایی که

کشیده میشن از سر ناچاریه؟؟؟؟؟؟

 

/ 30 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرویاس

سلام.واقعا" کار هنرمندانه ای میکردی . امیدوارم این قلب ، امید بخش زندگی یک زندگی باشه ، خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنی.

سودابه

سلام ممنون كه بهم سر زدين موافق تبادل لينك هستي؟بازم بيا پيشم

راز

سلام گلم خیلی زیبا بود . مطمئن باش خیلی از قلبها با عشق و علاقه کشیده می شن [گل]

مهناز

خيلي قشنگ مي نيسي عزيزم اين رو يك نويسنده داره بهت ميگه ادامه بده، يك روز به نويسنده بزرگي تبديل ميشي [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مهیار

[گل]

سارای : در به در :

سلام ... خیلی قشنگ بود نوشته ات ... و آفرین به این ابتکار کودکانه ات ... من فکر میکنم شاید قلب های بچگی از سر ناچاری باشه ... اما قلب هایی که توی بزرگی کشیده میشه یا از سر عشقه ... یا از ته دروغ !

آرشا

سلام باش الان میام صبر کن کارم تمومشه نریا

آرشا

نه همه نیست اکثرآ واسه تنهائیه

حبیب الله رسا

سلام دختر سردرگم حان. وبلاگتون خیلی زیبا و پر محتواست و وبلاگت را خواندم و لذت بردم .درباره خود عالی نوشته.موفق باشی [گل][گل][گل]